گل پسرمگل پسرم، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

اندر احوالات پسرم

باک یا همون پارک

پنج شنبه همین هفته طبق روال همیشه آرسان گیر داده بود که بریم  "باک" یا همون پارک ، با آرسان و باباش رفتیم پارک محل ؛ آرسان بعد کلی شن بازی و بازی مورد علاقش یعنی پرتاب سنگ به محض دیدن درخت کوچیک سرو هیجان زده به سمتش دوید و دستشو دراز کرد و با صدای بلند داد زد بوپ...قربون پسر گلم برم بعد یه هفته هنوز یادش بود که توپشو انداخته بود روی درخت سرو .مهمتر از اینا کلمه "بوپ"یعنی همون توپ رو هم واسه اولین بار ادا کرد. ...
12 خرداد 1392

شکرگذاری

درساعت 14  بعدازظهر روز  دوم اسفند سال يكهزار وسيصد و نود  در بيمارستان بيستون به لطف خداي مهربون آرسان  من چشم به اين دنيا گشود. چقدر خوشحال بودم حالا ديگه عشق بزرگم   را نه در درونم كه در كنارم احساس كردم . 9 ماه انتظار طاقت فرساي من به نتيجه رسيد ، احساس آرامش وصف ناپذيري داشتم ، پسرم با نام زيباي  آرسان ( پهلوان ، پيوند دهنده ) نام گذاري شد  و اميدو روح تازه اي رو در ميان خانواده ام به پا نمود. خداي من ممنونم ازت شكر كه ديدن چنين روزي رو نصيبم كردي  ، خوشحالم كه منو لايق دونستي و وظيفه نگهداري يكي از فرشته هاي پاكتو به من سپردي ، ازتو ميخوام  به من توانايي بدي تا بتونم وظيفه مادر بودنم ...
11 خرداد 1392

نام زیبای تو

خیلی وقت پیشا وقتی مامان و بابا تازه داشتن  تصمیم می گرفتن زندگیشون و با وجود یه بچه شاد کنن ناخودآگاه همش دنبال اسم پسر میگشتم ، اینترنت ، سایت ثبت احوال و .... خلاصه بعد از  مدتها کنکاش و جستجو اسم قشنگت رو توی یه کتاب پیدا کردم . عصری که به باباجونت گفتم خیلی از این اسم استقبال کرد و این اولین حضور تو در زندگیمون بود. ...
8 خرداد 1392
1